او ردي بر دلالةالحائرين براساس ترجمهٴ حَرِزي نوشت1، ساير آثارش به آيين قبّالي اختصاص داشت، و كافي است عنوان چندتايي از آنها را ذكر كنيم: باغگردو2، تأليف در 1274؛ كتاب نامهاي خداوند3؛ كتاب افلاك عشره4؛ اسرار علامات حركات5؛ اسرارالفرائض6؛ و غيره. كتاب افلاك عشره را پائول ريچي به لاتيني ترجمه كرد و مورد استفادهٴ رويكلين قرار گرفت.
موسي بن نحمن
موسي بن نحمن گرونايي7. تلمودان و پزشك اسپانيايي در 1194، در گروناي كاتالونيا (كه در آن هنگام، بخشي از آراگون بود) زاده شد؛ رابي گرونا و بعداً تا 1263، يعني هنگامي كه تبعيد شد، رابي اعظم كاتالونيا؛ پس از گذراندن چند سالي در كاستيل و جنوب فرانسه، در حدود 1266 ـ 1267، به بيتالمقدس رفت. در بيتالمقدس و عكا به سر برد؛ در حدود 1270 درگذشت؛ در حيفا به خاك سپرده شد. سخت تحت تأثير مكتب تلموديان شمال فرانسه بود. او محافظهكار افراطي و طبعاً مخالف ابنميمون بود، ولي در مخالفتش جانب اعتدال را رعايت ميكرد. با ابراهيمبن عزرا بيش از ابنميمون مخالف بود.
در سال 1263، هيماي آراگوني (شاه از 1243 تا 1276)، بنابر تلقين ريموندو پنيافورتي، او را مجبور كرد با پابلو كريستياني دومينيكي نومسيحي دربارهٴ مزاياي يهود و مسيحيت در بارسلون مباحثه كند. اين مباحثه چهار روز ادامه داشت و ظاهراً موسي پيروز شد، ولي اندكي بعد، دومينيكيان سبب شدند تا از آراگون تبعيد شود و تلمود مورد سانسور قرار گرفت.
مهمترين اثر او تفسيري بر اسفارخمسه8، است كه در فلسطين، و بنابراين در حدود 1267 ـ 1270، تأليف كرده است. اين كتاب شامل اطلاعاتي دربارهٴ مكانشناسي و باستانشناسي فلسطين است (از جمله دربارهٴ سكههاي عبري و سامري). موسي دوست داشت معجزات تورات را مورد تأكيد قرار دهد. تفسيرهاي او اغلب مكاشفهاي و باطني بود، ولي دقيقاً قبّالي محض نبود، هر چند مطالبي از كتاب
زُهَر نقل كرده بود. او عقيده داشت سه اصل اساسي دين يهود عبارت است از: آفرينش از عدم (و اين كافي است تا معلوم شود كه او قبّالي نبوده)، آگاهي خداوند بر همه چيز، و سببسازي او.
او آثار متعدد ديگري هم نوشت، از قبيل تفسير تلمود و هَلَـكه. كتابهاي دعا، و غيره. تنها از نامهاي كه از فلسطين خطاب به پسرش نحمن، و به پسر كوچكترش نوشته، ذكري ميكنم، كه حاوي اطلاعاتي دربارهٴ بيتالمقدس و عكا و در حكم نوعي وصيتنامهٴ اخلاقي است.